آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 8 روز سن داره

روزگار سپری شده آرتین

آرتین 255 روزه ما

آرتین عسلم سلاااااااااااااااااام  امروز اومدم یک کمی از کارهای جدیدت ، علایق غذاییت و ......... برات بگم:   1- روز دوشنبه 12/4 / 91  ساعت 7 عصر  بردیمت آتلیه  اولش خوش اخلاق بودی  ولی آخراش دیگه عصبانی شدی و تا آخر شب نق زدی  وقتی عکسهات  آماده شد برات میذارم. 2- به شکم خوابیدن رو  خیلی دوست نداری ولی وقتی غلت میزنی رو دستات بلند میشی و دور میزنی ، یک کمی هم  تلاش میکنی واسه جلو رفتن ولی به عقب سینه خیز میری 3- بدون کمک ما کاملا میتونی بشینی و وقتی برای برداشتن اسباب بازیهات تلاش میکنی دیگه میتونی خودت رو کنترل کنی 4- وقتی سوار ماشین میشی با دست و پا زدن...
13 تير 1391

هشتمین ماهگرد آرتین

  آرتینم: " آنکه روزها را کوتاهتر ،شبها را طولانی تر، عشق را محکمتر ، خانه را شادتر، فراموشی گذشته   و معنا یافتن آینده را برایم به ارمغان آورده تو هستی "   پسرم :   معنای دنیا و مفاهیم آن ، معنای زندگی و  ابهامات آن را اینگونه تفسیر میکنم :                       " آرتین سهم من است از زندگی "    " آرتینم هشتمین ماهگردت مبارک "   چکاپ 8 ماهگیت : وزن : 8700 گرم قد : 68.5 سانتیمتر دورسر : 45 سانتیمتر      ...
28 خرداد 1391

روزمرگی آرتین

 آرتینی بالاخره امروز طلسم شکست و اومدم برای آپ کردن . از همه دوستهای مهربونم متشکرم که تو این مدت به فکر ما بودن و سر زدن. گل پسرم چند روزی هست که سرفه میکنی  ودو روز آخر هفته خیلی حاد شده بود تا اینکه امروز عصر بردیمت دکتر و نتیجه این بود که سرفه و خس خس سینه مربوط به حساسیتهای فصلی هستش و داروی اون قطره بینی هست و بخور آب سرد،که جنابعالی به محض اینکه قطره رو میبینی برای فرار غلت میزنی و من هم که با زور و اجبار اصلا رابطه ندارم پس فعلا باید شاهد این سرفه ها باشیم عزیزم  ، دو روزه که بهت یاد دادیم دست بزنی، اما تو با یک تکنیک جدید دست میزنی و اونم اینه که مچ یک دست رو به ساعد اون یکی دستت می...
20 خرداد 1391

دومین مروارید آرتین

آرتینی مبارکهههههههههههه جیگرم دومین مرواریدت هم سر زده.( پایین سمت راست ) علت بیقراری و بی اشتهایی هایی که داشتی مرواریدات بوده پسرم  واسه همین هم این ماه خوب وزن نگرفتی  امیدوارم از این به بعد تمایلت به خوردن بیشتر بشه   امروز صبح بهت زرده تخم مرغ دادم . از این ماه برنامه غذاییت متنوع تر میشه . خرما، ماست ، جگر ، سوپ عدس ، سوپ جو ، انواع آشها ،انواع حلیمها ، آبمیوه طبیعی و بعضی از میوه ها روتو این ماه میتونی بخوری   آرتینی روز به روز شیطونتر میشی . مادامی که بیدار هستی یا باید بغل باشی یا باید باهات بازی کنم اگر تنهات بذارم غلت م...
30 ارديبهشت 1391

هفتمین ماهگرد آرتین

" هفت ماهگیت مبارک " آرتین جون عاشقتم پسرم تپل مامان یکی از بارزترین کارهایی که تو این ماه یاد گرفتی انجام بدی اینه که بعضی از عروسکهاتو با چشم نشون میدی وقتی اسمشون رو ازت میپرسیم ناز دردونه صندلی بادی که روش نشستی رو خیلی دوست داری وبنام "خرسی" میشناسیش و هر روز صبح که از خواب پا میشی کلی با ذوق و خنده باهاش حرف میزنی چکاپ هفت ماهگیت : وزن : 8350 گرم قد: 67.5 سانتیمتر دور سر : 44.5 سانتیمتر وزن گیری این ماهت اصلا راضی کننده نیست پسرم   ...
28 ارديبهشت 1391

روز مادر و اولین مروارید آرتین

مهربانم: امروز صبح بهترین و باارزشترین هدیه زندگیمو از تو بهترینم دریافت کردم. صبح که از خواب پا شدی با اولین قاشق حریره متوجه شدم اولین مرواریدت سر زده. امروز خستگی تمام اون روزهایی که بهانه گرفتی و مریض بودی رو از تنم درآوردی. اولین مرواریدت مبارک بهترینم.         پسرم خیلی از تابت میترسی و اصلا دوستش نداری   عزیزم بابایی یک مجموعه کتاب برات از نمایشگاه کتاب خریده . دستش درد نکنه ...
23 ارديبهشت 1391

آرتین بهانه گیر

آرتین جونی سلام : پسرم این روزها خیلی بهانه گیر شدی و دائما در حال نق زدن هستی  برای آروم کردنت دست به هر کاری میزنم ولی هیچ ثمری نداره   آرتین جون چند روز پیش   که سرفه میزدی تصمیم گرفتیم ببریمت دکتر و راجع به بی اشتهایی که باهاش مواجه شدی یه صحبتهایی بکنیم. به محض اینکه دکتر خواست معاینه رو شروع کنه اونقدر گریه کردی که از این واکنشت دکتر که بسیار هم جدی هستش کلی خندید. و گفت یک مختصری سرما خوردی و دارو بهت داد که با کلی مکافات بهت میدیم که بخوری و اما را جع به بی اشتهاییت آقای دکتر روی چند اصل تاکید داشت : 1- به هیچ عنوان هیچ غذایی رو نباید صاف کرد و ریخت داخل شیشه ، چو...
15 ارديبهشت 1391

اولین شیطنت آرتین

گل پسری : تو هفته گذشته برات فرنی آرد برنج و حریره بادام و لعاب برنج و شیره بادام رو امتحان کردم ولی به هیچ کدومش علاقه ای نشون ندادی انگار از قاشق خوشت نمیاد و دهنت رو محکم میبندی  فقط عاشق شیشه هستی                              دیروز صبح برای اولین دفعه سوپ درست کردم اولین قاشق رو که بهت دادم عزیز مامان اصلا دوست نداشتی و حالت تهوع گرفتی و............                  عصر که شد خواستم بازم سو...
6 ارديبهشت 1391

اولین غذای آرتین

نانازم : امروز اولین غذای کمکی رو واست شروع کردم .                                        از اونجایی که دیروز واکسن زدی و دیشب بخاطر پادردی که داشتی اصلا نخوابیدی زیاد تمایلی به خوردن نشون ندادی     آرتین جون خیلی هیجانزده و متعجب شدی که کجا نشستی و قراره چه اتفاقی بیفته وقتی اولین قاشق رو بهت دادم باهاش بازی کردی و ریختیش بیرون امیدوارم از روزهای بعدی علاقه بیشتری نشون بدی ...
29 فروردين 1391

واکسیناسیون 6 ماهگی

آرتین جونم سلام عزیزم امروز رفتیم واسه زدن واکسن 6 ماهگیت استرس من از دفعه های قبلی بیشتر بود آخه تو بزرگتر شدی و امروز  هم بیدار و خندون بودی از اینکه اومدیم بیرون و گردش و ......... وقتی رسیدیم اونجا اول منحنی های رشدت رو کشیدن و از میزان رشدت راضی بودن و من هم خیلی خوشحال شدم که بدون هیچ غذای کمکی (البته به توصیه پزشکت ) رشد کافی رو داشتی نازنینم. وقتی  واکسن هپاتیت رو زدن پات خیلی خونریزی کرد و میگفتن بدلیل اینه که پوستش حساسه ولی سر سوزن کلفتی استفاده کرده بودن واسه زدن واکسن سه گانه سر سوزن نازکتری استفاده کردن اگرچه از این یکی پات خون نیومد ولیکن گریه های ممتد و شاید بهتر باشه بگم نعره های تو تموم شدنی...
28 فروردين 1391