آرتینآرتین، تا این لحظه: 15 سال و 1 روز سن داره

روزگار سپری شده آرتین

عیدیه خاله کیانا

شیطون بلای خوشگلم : خاله کیانای عزیز و دوست داشتنی توی سال جدید واست عیدی فرستاده  خاله کیانایی که  همیشه با شاهکارهاش وبلاگت رو مزین میکنه  کارهایی که تو ذهنم هست واست انجام بدم ولی باور کن تمام وقتم با تو پر هست و اصلا نمیذاری برم سراغ لپ تاپ. ولی تا خاله کیانا رو داریم چه غم دارییییم   خاله کیانا جون ما خیلییییییی دوست داریم تقویمهایی که خاله کیانا واست فرستاده :         ...
28 فروردين 1392

سال جدید و مروارید شانزدهم

  سلام به آرتین گلم و همه دوستهای خوب و مهربونمون     آرتینم امسال دومین نوروزی بود که تو در جوار ما بودی و با بودنت دنیای جدیدی رو برای ما رقم  زدی  امیدوارم سال جدید مملو از سلامتی و شادی برای هممون باشه آرتینی یه مروارید دیگه هم به  مرواریدات اضافه شد. امان از دست مروارید شانزدهم که واست  خواب و خوراک نذاشته ( دندان آسیای اول ، فک پایین ،سمت راست ) امیدوارم که دندونای باقیمونده حالا حالاها قصد اومدن نداشته باشن عکسهایی که میذارم نشوندهنده دندون دار شدنت هست که حتی اجازه عکس گرفتن هم به ما ندادی           ...
15 فروردين 1392

اولین عروسی آرتین

گل مامان: عکسهایی که قبل از عروسی عمه سعیده توی آتلیه ازت گرفته بودیم آماده شد  اگرچه اصلا با  عکاس همکاری نکردی         عزیزم این روزها دیگه تبت قطع شده ولی سرفه و آبریزش و بی اشتهایی همچنان ادامه داره برای بهبودی تو وشروع شیطنت هات روزشماری میکنم ...
25 اسفند 1391

اولین تب آرتین

گل پسرم : روز چهارشنبه 16 اسفند برای اولین بار به عروسی رفتی  (عروسی عمه سعیده و عمو هادی) قبل از رفتنمون بردیمت آتلیه و از اونجایی که از محیط خوشت نیومد اصلا همکاری نکردی و همه  عکسهات نشسته هست اصلا حاضر نشدی ایستاده عکس بگیری  وقتی آماده شدن واست  میذارم توی تالار هم فقط میخاستی پیش خودم باشی ولی آخر شب علی الرغم سرو صدای ارکستر خواب رفتی و ما لذت بردیم عمه جون من و آرتین براتون آرزوی خوشبختی توام با سلامتی میکنیم آرتین گلم از نیمه شب روز شنبه تب کردی و من مرتبا بهت قطره استامینوفن دادم تا عصر یکشنبه بردیمت دکتر  وقتی وارد مطب شدیم اونقدر تب داشتی که منشی گفت بهت شربت ایبو بروفن بدیم ...
23 اسفند 1391

پانزدهمین مروارید

مرحبا به پسر قوی    والا من اگر جای تو بودم تحملشو نداشتم . بعد از اینکه آخرین دندون نیشت ظاهر شد انتظار داشتم  یه کمی تا روییدن دندونهای آسیای فک پایین هر دومون بریم تو استراحت آخه میدونی بی اشتها و کم خواب شدی ، تا اینکه در کمال ناباوری امروز دیدم دندون آسیای اول سمت چپ ، فک پایین سرزده     اخیرا جعبه داروها رو از توی کمد اتاق خواب پیدا کردی و کلی باهاش سرگرم میشی ، آرتین عزیزم وقتی یه چیز جدید کشف میکنی لبخند رضایت بهم تحویل میدی که عاشششششقشم امروز تونستم ار این لبخند عکس بگیرم.     ...
14 اسفند 1391

آخرین دندان نیش آرتین

سلااااااام به  گل پسرم : 14 مرواریده شدی مبارکا باشه  خییییییلی سخته ولی  تا الان که خوب از پس همشون براومدی شیطونکم واست یه مسواک انگشتی گرفتم روزای اول خوب ازش استقبال کردی ولی الان دیگه  همکاری نمیکنی و محکم دهنت رو میبندی آرتینی بعضی صبحها انگار از دنده چپ از خواب پا میشی فقط به من میچسبی و نق میزنی و حتی  نمیذاری ناهار بپزم . دیروز یکی از اون روزها بود و هر کاری میکردم آروم نمیشدی تا اینکه یه تولد الکی با هم گرفتیم و لبخندت جاری شد و شروع کردی به شیطنت های متدوالت توی آشپزخونه.     سوال متدوال و همیشگیت : این سیه ؟ و بعدشم سبد سیب زمینی و پیاز تخلیه میشه توی سطل زباله و ماشی...
13 اسفند 1391

آرتین و آرایشگاه

دنیای من : روز چهارشنبه دوم اسفند ماه ساعت 9 شب برای اولین بار رفتیم آرایشگاه برای کوتاه کردن موهای تو از شانس خوبمون و از اونجایی که خداوند همیشه و در همه جا هوای ما رو داره اون روز خاله منظر و هدی جون سرزده اومدن که تو رو ببینن و قرار شد همگی با هم تو رو ببریم و تو هم خیییییلی خاله و هدی رو دوست داری و همیشه از دیدنشون حسابی شاد میشی  توی بغل خاله بودی که وارد آرایشگاه شدیم و اول به آکواریوم و ماهیهای اونجا سرگرم شدی و همینطور که بغل خاله بودی آرایشگر کارشو شروع کرد، بیچاره خاله لباسهاش مملو از مو شده بود  و توهم بعد از دقایقی اونقدر گریه کردی که واقعا تحملش برام سخت بود و اگر خاله نبود و ما تنها بودیم سریعا آرایش...
4 اسفند 1391

آرتین و دو مروارید جدید

آرتین صبورم : بهت تبریک میگم آخه واقعا سخته بدون وقفه داری دندون دار میشی  دو تا دندون نیش (فک بالا) به فاصله چند روز جوونه زدن و الان سیزده مرواریده هستی  مبارککککککککه   روز به روز که بزرگتر میشی مهارتهات به جهت تحرک و کلام بیشتر میشه و در واقع شیطون تر و شیرین تر میشی توی این دو تا عکس نهایت لذت رو از صعود به میز مورد علاقت بردی   عاشششششقتم آرتینم توی این عکس بعد از کلی شادی و خنده تازه یادت افتاد که شوفاژ پشت سرت هست و داری میگی: ( ایزه یعنی جیزه ) اینجا هم داری میپرسی : ( این سیه ؟ یعنی این چیه ؟ ) اوایل که این سوال رو میپرسیدی  صحیح تلفظ میکردی ولی الان نمیدون...
30 بهمن 1391

مرواید یازدهم آرتین خان

سلام به گل پسرم :  عزیز مامان یازده مرواریده شدی  ( دندان نیش ، فک پایین ، سمت چپ ).  آرتین جون این یکی از  بقیه سخت تر جوونه زد  ولی تو خیلی قوی هستی و مطمانم از پس همشون به راحتی بر میای  عمده مشکل فقط شب زنده داری ما شده که امیدوارم حل بشه عکسهایی که برات میذارم همه رو نیمه شب گرفتم . توی شبهای گذشته یه چرت کوتاه میزدی و بعدش من و یا بابایی در خدمت بودیم دیگه   خیلی دوست داری واست کتاب بخونم و تو هم شکلها رو نشون میدی و منم باید راجع به  هر چی که روش دست میذاری توضیح بدم. توی این عکس داری سیندرلا رو نشون میدی عطر و ادکلن و کرم و اسپری هم که جزو اسباب بازیهاته یا داری س...
20 بهمن 1391

آرتین و مروارید دهم

پسر گلم : بالاخره بعد از چند روز بی اشتهایی و کج خلقی و مهمتر از همه بی خوابی مروارید دهم هم نمایان شد ( دندان آسیای اول، فک بالا ، سمت چپ ) . مبارک باشه عزیزم. هر روز که میگذره شیطون تر میشی   علاقه زیادی به آشپزخونه و کشف کابینتها داری . مادامی که تو آشپز خونه هستی درب ماشین لباسشویی در حال باز و بسته شدن هست. دیروز هم در یه چشم بهم زدن خودت رو به طبقه اول یکی از کابینتها رسوندی و به یه استکان با دستت ارتفاع دادی و بعدشم پرتاب کردی و کلی هم از شکستنش لذت بردی وقتی توی هال هستی دو کار رو بیشتر از همه انجام میدی ، یا شیر شوفاژ در حال باز و بسته شدنه و شوفاژ بیچاره آب ازش چکه میکنه و یا کنار میز تلفن هستی ...
9 بهمن 1391