ما و غیبت
سومین نوروز آرتین
تقدیر من و آرتین
ما اومدیم....
رمزدار شدن وبلاگ
آرتین عزیزم ، علی الرغم میلم از این به بعد مطالب وبلاگت رو رمزدار مینویسم، خیلی وقته که روی این قضیه فکر میکنم وامروز دیگه تصمیمم رو گرفتم.خوب دیگه فضای مجازی و.......... من فقط رمز رو برای دوستهای وبلاگیت میفرستم ، به امید روزی که خودت بتونی وبلاگت رو ادامه بدی و برای اون خودت تصمیم بگیری ...
نویسنده :
مامان آرتین
1:26
آرتین 26 ماهه
آرتین عزیزم ، بالاخره امروز طلسم شکسته شد و اومدم وبت تا از تو بنویسم ، بعضی وقتها حس نوشتن نیست خوشگلم همیشه مهربونی و معرفت دوستهای وبلاگیمون مشوق نوشتن ما میشه دوستهای عزیز و مهربون ما خوبیم و در سلامت کامل بسر میبریم از همتون ممنونم که حال مارو جویا شدین. خیییییییییلی دوستون داریم نازنینم ، در پایان 26 ماهگی ، یه روز که توی آشپزخونه بودم و تو هم توی اتاق در حال شیطنت و بازی بودی ، منو صدا زدی " مامانی ، مامااااااانی ، مامان الهه " منم طبق روال همیشگی جوابتو دادم و گفتم بله پسرم ،چی شده ؟ جواب دادی " ج.ی.ش " دارم . از اون روز به بعد کاملا مرحله خبر و عمل رو درک میکنی و فقط هم با من م...
نویسنده :
مامان آرتین
0:17




