آرتینآرتین، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه و 29 روز سن داره

روزگار سپری شده آرتین

تسلیت به مامانی

1390/10/7 17:37
نویسنده : مامان آرتین
635 بازدید
اشتراک گذاری

           ای هفت گردون مست تو ما مهره ای در دست تو 

                                                  ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا

 

آرتین عزیزم اگر نتونستم برای دومین ماهگردت مطلبی بنویسم یا اولین شب یلدای زندگیت رو بهت

تبریک بگم به این دلیل بود که این مدت در گیر مراسم ختم بابای مامانی بودیم.

بابای مامانی بعد از مدتی بستری توی بیمارستان روز چهارشنبه سی ام آذرماه از پیشمون رفت.

یکی از آرزوهاش این بود که قبل از رفتنش تو رو ببینه که خدا رو شکر همینطور هم شد.

وقتی تو به دنیا اومدی با اینکه حالش خوب نبود چندین بار اومد خونمون که تو رو ببینه.

آرتین عزیزم بدون که بابای مامانی خیلی خیلی دوستت داشت و  در آرزوی بوسیدنت بود.

من مطمئنم اون روزی که مامانی رو صدا کرد که باهاش حرف بزنه میخواست احوال تو رو بپرسه.

ای کاش باز هم کنارمون بود و تو هم میتونستی ببینیش. کاش.....

من از طرف تو به مامانی هم تسلیت میگم و امیدوارم من و به خصوص تو بتونیم یه کمی فقط یه کمی

جای خالی بابای مامانی رو براش پر کنیم.

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

عمو وحید
26 دی 90 20:52
سلام چطوری آرتین جون خوبی؟این روزا خیلی حال جالبی نداریم بابات یه چیزایی گفته چون بابای مامانی رفته پیش خدا.ما هم خیلی ناراحتیم عزیزم.اما کاری نمیشه کرد.این روزا خیلی دیدمت در هر صورت امیدوارم که هر چه زودتر بزرگ شی چون میخایم با هم کلی حال کنیم عمو جون.


سلام عموجون ممنونم که به من سر میزنین ایشالا یکروزی بتونم گوشه ای از زحمتهایی رو که تو این مدت کشیدین جبران کنم.


مامان کیان
28 بهمن 90 19:11
خدا رحمتشون کنه.


ممنونم لطف کردین